الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
32
الغدير ( فارسى )
- آنان حجت خدايند بر همگان كه نه به خودشان و نه به فرمانشان كس شك نخواهد برد . - بازماندهء حقيقت عليا و شاخههاى درخت توحيدند كه با بيان شيرين آنان خطاب الهى واضح گشت . - اخترانى كه در هرعصر و دورهاى آمادهء ارشاد همگانند ، پس آنها مشعل هدايتند . - ذريهء احمد و فرزندان على ، خليفهء رسول خدا ؛ آنان كه حقيقت محض و لبّلبابند . - در هررشتهاى از عظمت و سيادت به نهايت رسيدهاند و جانشان پاك و طاهر گشت . - اگر دانشپژوهان از دسترسى به حقيقت بازمانند ، بايد نزد آنها شتابند . - دوستى آنها همان صراط مستقيم است كه به حق منتهى مىشود ، ولى اين راه بدون مشقت طى شدنى نيست . - خصوصا ابو الحسن ، على كه در روز نبرد جايگاهى خوفناك دارد . - گويا نوك نيزهاش خاطره است كه يكسر به دلها فرومىرود . - و شمشير برّانش مانند بيعتى كه در غدير خم گرفت ، بر گردن همگان نشست . - على درّ خوشاب است و طلاى ناب و ديگران همه خارند . - اگر تو از دشمنانش بيزار نباشى ، از محبت و دوستى او پاداشى نخواهى برد . - موقعى كه شمشير برّانش جانها را پيش خواند ، جز اجابت چاره ندارند . - نوك نيزهاش با خفتان آشتى دارد و شمشير تيزش با كلهخود رفاقت . - او بسيار مىگريد ، ولى شبها در محراب عبادت ، و بسيار خرم و خندان است ، اگر پاى جهاد در ميان باشد . - همان كه دشمنان در موزهاش مارى افكندند تا او را بگزد . - و چون خواست موزه را بر پاى استوار كند ، كلاغ موزهء او را به هوا برد . - چرخيد و آن را واژگون كرد ، ناگهان مارى از آن افتاد و به طرف كوه خزيد . - آن كه اژدهاى عظيم با او به راز نشست ، همان اژدها كه ابر بر در خانهء رسول بر زمين انداخت .